بایگانی دسته: روزمرگی

ایده تکدی می کنیم!

بدون آن که دقیقا بدانم چه می خواهم بگویم، فقط دارم می نویسم… موضوع این است که نمی دانم درباره ی چه بنویسم… از یک سو نمی خواهم وبلاگم مانند آن دسته از صفحات مجازی باشد که از بس دیر … ادامه‌ی خواندن→

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۸۶ پاسخ

بازم مدرسه ام دیر شد!

خُب، البته هیچوقت امکان نداشت که من دیر به مدرسه برسم؛ اتفاقا برعکس، حتی برای کمک به بابای مدرسه در آب و جاروب صبحگاهی هم همیشه قدری زودتر می رسیدم؛ در واقع سرایدار با صدای زنگ من از خواب بیدار … ادامه‌ی خواندن→

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ..., مناسبت ها ... | ۸۳ پاسخ

آیدا را چه شد! (یک پست آبکی!)

سلام دوستان عزیزم والا جریان غیبت بی خبر بنده این است که همچین حوصله ندارم! زیرا همه ی حوصله ام را حرام یک بی دین و ایمان از خدا بی خبر کردم و در آستانه ی روز پزشک بر پزشکی … ادامه‌ی خواندن→

ارسال شده در روزمرگی | ۱۰۱ پاسخ

سلام :)

سلام دوستان عزیزم بالاخره این دوران تصمیم کبری مبنی بر غیبت صغری (حالا مدت غیبتم کبری بود یا صغری؟) به پایان رسید و اکنون بدون هیچ کبری صغری چیدنی بار دیگر وبلاگ نویسی را از سر می گیریم… هر چند … ادامه‌ی خواندن→

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۸۰ پاسخ

آیدا در آینه…

کمی ناراحت شدم… نه، کمی بیشتر از کمی! به هیچ وجه دلم نمی خواست که سال جدید را بر روی تخت آغاز کنم. از یک هفته قبل برنامه ام را به گونه ای تنظیم کرده بودم که همه ی شرایط … ادامه‌ی خواندن→

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ..., مناسبت ها ... | ۹۵ پاسخ