پس به جان باید خرید
زجر پوست انداختن چون دانه ای گندم
گر بخواهی سبز شد…

به امید جوانه زدن نیکبختی، به استقبال فصل رویش می رویم…
سال نو بر همه ی دوستانم مبارک.
. . .
و یک پیام…
آه،
ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی
هیچ آیا یک قدم دیگر توانی راند؟
هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند ؟
نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست
باز باید رفت تا در تن توانی هست
باز باید رفت
راه باریک و افق تاریک
دور یا نزدیک
باید رفت… (فریدون مشیری)

آری، باید به پیش رفت؛ چرا که،
عبور، در ذات جاده است
و مقصد، هویت آن.
پس هر چقدر هم که صعب باشد و سنگلاخ
رسیدن ممکن است…
پی نوشت: راستش دلم نیامد که نوشته ی پیشین، پست پایانی سال باشد. در واقع از حس غمگینی که آن متن منتقل می کرد دچار عذاب وجدان شدم و خواستم با این پست قدری جبران کرده باشم. متاسفم که ناشادتان کردم…
(ایمان دارم به هر دو گفته ی آغازین و پایانی ام. هر دو برخواسته از باور من است…)
پی نوشت: از شدت عذاب وجدان و خودخوری! عجله داشتم که هر چه زودتر پست جدید را آپ کنم. پس ببخشید که کامنت های پست قبل هنوز بی جواب مانده اند. بعد از ارسال این پست که قدری آرام بگیرم، همه را پاسخ خواهم داد… خواستم پست قبلی را حذف کنم تا افراد کمتری با خواندنش غمگین شوند، ولی به دو دلیل منصرف شدم. اول آنکه به مخاطبانم بی احترامی می شد و دوم اینکه وجود بخش عذرخواهی آن متن ضرورت داشت…
تشکر نوشت: دوست بسیار عزیز و مهربانی، عیدی بی نهایت خاص و فوق العاده ای به من پیشکش داشتند. هدیه ای بی نظیر که زحمت بسیار زیادی برایش کشیده اند و من واقعا شرمنده ی محبتشان هستم. کارشان برایم ارزش بی حدی دارد و بسیار شادم کرد… نمی دانم چه بگویم که احساسم را برساند و چگونه سپاس بگزارم که درخور باشد…
در ادامه، از این عیدی رونمایی کرده و آن را با همه ی شما دوستانم قسمت می کنم. هرکس که بخواهد می تواند دانلودش کند و به دیگران هم بدهد…
باز هم ممنونم…
(الان هم می روم و همه ی کامنت ها را پاسخ می دهم. ببخشید دیر شد…)





بازتاب: porno izle
بازتاب: porn
بازتاب: child porn
بازتاب: porn
بازتاب: porno izle
بازتاب: porn
بازتاب: grandpashabet
بازتاب: child porn
بازتاب: child porn
بازتاب: child porn
بازتاب: sex historie
بازتاب: child porn
بازتاب: anal porno
بازتاب: fuck