سلام دوستان
بالاخره امتحانات این ترم هم به پایان رسید و من به دنیای مجازی بازگشتم با عزمی جزم، تا بنویسم از هر آنچه که باید…
دیگر نخواهم گذاشت که وبلاگم همچون کودکی که از فقر آهن رنج می برد ، از فقر مطلب خاک بخورد. و از آن جایی که نوشتن مطالبی در راستای اهداف وبلاگ زمان بر است و دیر به دیر آماده می شوند ، دسته ای را با عنوان روزمرگی اضافه کرده ام تا وبلاگ را تا جایی که می توانم معطل باقی نگذارم.
نمی دانید که چقدر دلتنگ شما دوستان بودم و نمی دانید چقدر سپاسگزارم که شما دوستان در غیبت من گهگاهی به این کلبه سری می زدید، گَردَش را می زدودید و فانوس سر درش را همچنان روشن نگاه می داشتید.
منتظر مطلب قریب الوقوع من باشید …
پیوست ۱ – لازم است در این جا صمیمانه از مونای عزیزم تشکر کنم که مرا در نصب آمارگیر و تهیه ی لیست دوستان یاری کرد و دو ساعت از وقت گرانبهایش را صرف وبلاگ من کرد و دست مرا گرفت و پا به پا برد و در آخر، هم یک ماهی بزرگ و گران مقدار پیشکشم کرد و هم تمامی فوت و فن ماهیگیری را به من آموخت. که اگر در دنیای واقعی استقلالی ندارم ، حداقل در دنیای مجازی کمی مستقل باشم. و این یک دنیا می ارزد. ممنون مونا جان.
پیوست ۲ – در دهه ای که گذشت خانواده ی اسپشیال یکی دیگر از فرزندانش را از دست داد…
امین عزیز. یک عاشق واقعی. انسانی که همیشه تشنه ی عشق بود. بگمانم اکنون به مرادش رسیده باشد ؛ چراکه به سرچشمه ی عشق پیوست. روحش شاد …





24 پاسخ به آغازی دوباره …