حرف اول :
سوزش یکی از عوارض ضایعات نخاعی و اصلی ترین دغدغه ی من است که حدود یک ماه بعد از ایجاد ضایعه در من بوجود امد.
سوزش تمام جنبه های زندگی مرا تحت کنترل خود در اورده است و بقدری من و زندگی ام را تحت تاثیر قرار داده که اصل بیماری ام را از یاد برده ام و شبانه روزم حول محور سوزش می چرخد.
با این که از اعماق وجود آرزو می کنم که هیچ بنی بشری ، هیچ گاه ، دچار این عارضه نشود و هم اکنون نیز به غیر از من کسی دچار آن نباشد ولی از آنجایی که خود من تا کاملا این عارضه را نشناختم ، آرام نگرفتم و برای تسکین این زجر جسمی تا کجاها ، ناکجا ها ، که نرفتم در نتیجه بر خود واجب می دانم که هر آنچه را که در این باره می دانم مکتوب کنم.برای هم مشکلانی که آرزو دارم وجود خارجی نداشته باشند.
اگر از جزئیات مصائب حاصل از سوزش در خودم می گویم تنها به این دلیل است که می دانم اگر هم مشکلی وجود داشته باشد نیاز روحی و عاطفی شدیدی خواهد داشت به این جزئیات همدردانه…همانطور که من روزی این نیاز را داشتم ولی همدردی نبود که با تشابهات زجراورش تسکینم دهد و من به تنهایی تمام زجر ها را قورت دادم و سرانجام هضم اش کردم و سوگند خوردم برای کمک به هم مشکلان دیگر حداقل با نوشتن مصائبم ، به ان ها بفهمانم که تنها نیستند ، که فقط ان ها نیستند و با این فکر حداقل از لحاظ روانی تسکین بیابند.
به گمانم معرفی و توضیح این عارضه بیش از یکی دو پست به طول بیانجامد …
سوزش چیست ؟
بعد از ایجاد ضایعه در نخاع و بعد از طی شدن دوران شوک نخاعی ، به دلیل این که رابطه ی مغز و نخاع قطع شده است ، نرون های نخاعی بیش از حد حساس شده و تحریک پذیر می شوند و یک سری احساسات غیر عادی از جمله سوزش ، گز گز ، سوزن سوزن شدن ، خارش و در بعضی بیماران درد را بوجود می اورند.
به این حالت می گویند دردهای نوروپاتیک که در سه نوع مختلف بروز می کند.انواع آن را می توانید در لینک زیر بخوانید.
لطفا کلیک کنید
سوزش در من از نوع دیزستتیک است…سنترال دیزستتیک پِین( central dysesthetic pain )
البته علاوه بر اصطلاح دردهای نوروپاتیک ، این عارضه را به من پارِستزی هم معرفی کرده اند.حالا کدام یک از این دو اصطلاح درست است نمی دانم ولی هر دو تقریبا تعریف مشابهی دارند.هر دو مربوط به اعصاب هستند و هر دو سوزش و گزگز ایجاد می کنند.
این سوزش به این صورت است که زیر سطح ضایعه ی نخاع ، تمام اندام ها و بخش هایی که حس لمس و درد را از دست داده اند ، همیشه و هر لحظه در حال سوزش هستند.
سوزشی نه مانند سوزش زخم بلکه مانند سوختن با آتش.در واقع اگر از مهره های گردن دچار ضایعه ی نخاع باشید همیشه از گردن به پایین در جهنمی زمینی در حال سوختن هستید و به خود می پیچید.
البته شدت سوزش متغیر است و کم و زیاد می شود.ولی حداقلش ان قدری است که تنها اشک بیمار را در بیاورد و حداکثرش عقل را زایل میکند و بیمار را به خنده می اندازد.
اگر بخواهید حداکثرش را تجربه کنید فقط کافی است که یک سری به آشپزخانه ی منزلتان بزنید.اجاق گاز را روشن کنید.دستتان را از ارتفاع یک متری ، کم کم به شعله نزدیک کنید.آرام آرام دستتان را نزدیک شعله ببرید .کمی جلوتر.جلوتر…سرانجام به یک حدی می رسید که ناخوداگاه دستتان را به عقب می کشید.همان مقدار سوزشی را که در ان یک لحظه احساس کردید ، یک بیماری که دچار سوزش است روزها و گاهی ماه ها تحمل می کند بدون انکه بتواند مثل شما که دست خودتان را از ادامه ی سوختن نجات دادید ، خودش را خلاصی بخشد و یا حداقل کمی تسکینش دهد.
پس برای سوزش ” جهنم زمینی ” کاملا تعبیر مناسبی است…
البته تا ان جا که من می دانم سوزش در بیماران ضایعه نخاعی از مهره های کمر و پشت ( پارا پلژیک ) بوجود نمی اید.ظاهرا این بیماران دچار درد می شوند.
و در بیماران ضایعه نخاع گردنی ( کوادری پلژیک یا فلج ۴ اندام ) هم سوزش شدت ها و درجات متفاوتی دارد و در میان تمام بیماران نخاعی گردنی که من می شناسم ، خدارا شکر هیچ کس به شدت من دچار سوزش نیست و اکثرا سوزش ندارند.
به نظر من دلیل این که سوزش در من بی نهایت شدید است این باشد که بعد از ایجاد ضایعه در نخاع ، هیچ جراحی بر روی من صورت نگرفت.معمولا بیماران نخاعی را که دچار جابه جایی مهره های ستون فقرات هستند بعد از نصب تراکشن ( کشش ) جراحی می کنند تا مهره های جا به جا شده را در جای اصلی قرار داده ، فیکس ( ثابت ) کنند تا فشار از روی نخاع برداشته شود و مهره ها هم صاف و در محل اصلی و طبیعی خود جوش بخورند.
ولی مهره های جا به جا شده ی گردن من بدون جراحی و فقط تحت تراکشن ، ان هم تراکشنی که یک بار از سمت چپ جمجمه ام جدا شد و دوباره پیچش کردند ، الله بختکی جوش خرده است.
به نظر من که مهره های گردنم صاف جوش نخورده و نخاعم تحت فشار است. محدودیت گردنم هنگام خم کردن و چرخاندن سر به سمت چپ هم شاهد این مدعاست.ولی در طی چندین MRI برای مشخص شدن این که ایا نخاعم تحت فشار است یا نه ، هنوز هیچ کس جواب قطعی نداده است.ظاهرا تشخیص پیچیده و بغرنجی است…
من نمی دانم چرا هرگاه با پزشکی در مورد سوزش و احتمال تحت فشار بودن نخاعم صحبت می کنم همگی طفره می روند و جواب روشنی نمی دهند؟؟؟
باری …
درمان روتین برای تسکین سوزش یا همان دردهای نوروپاتیک یک سری داروهای ضد صرع است که ظاهرا دردهای نوروپاتیک را هم تسکین می دهند .( ما که تسکینی ، ولو یک ابسیلون ، ندیدیم )
ادامه در پست بعد …
پیوست : مادر سپید عزیز تصمیم به انجام کار بزرگ و تحسین برانگیزی برای کمک به تحصیل نابینایان گرفته اند که یاری انسان های مقید و دلسوز را می طلبد.در نتیجه پیشنهاد همکاری ای را در وبلاگ شان قرار داده اند.برای توضیحات کامل و ارتباط با ایشان به لینک زیر مراجعه کنید.
لطفا کلیک کنید.
این اطلاع رسانی تا زمانی که مادر سپید عزیز اشخاص مناسب برای این کار را بیابند ، در این وبلاگ ادامه خواهد داشت.
به امید تحقق و موفقیت این حرکت انسانی…
:regular
درباره ی من :
سلام بر شما خواننده ی عزیز
آیدا الهی هستم.
هر آنچه را که بخواهید درباره ی من و اهدافم از وبلاگ نویسی بدانید می توانید با مراجعه به لینک های زیر دریابید.
مقدمه ی وبلاگ
مجموعه ی شرح حال من
سپاس گزارم.
امضاء : دست از طلب ندارم ، تا کام من برآید ... *توجه*: اطلاعات این وبلاگ از تجربیات شخصی حاصل آمده اند، در مورد بیماری و مشکلات سلامتی خود به آن ها استناد نکرده، با پزشک مشورت کنید.
***********************آیدا را در اینستا و تلگرام هم دنبال کنید
وبلاگ دیگر من: قطره قطره تا دریا ...بایگانی شمسی
جست و جو در مطالب
فید وبلاگ :
Special.ir
دسته بندی موضوعی:
- ! ICU آسیب شناسی (۲۱)
- آهنگ نوشت (۸)
- به اشتراک گذاشتن تجربیات… (۳۸)
- به یاد نوید (موسس سایت اسپشیال) (۸)
- تاریخ تکرار می شود! (۶)
- خاطرات – تجربیات پراکنده (۱۵)
- دستهبندی نشده (۳)
- رسانه (۱)
- روزمرگی (۷۰)
- شرح حال … (۱۰)
- فرشته خویان (۱۵)
- ماجراهای من و آقای عدالت (۹)
- متفرقه … (۴۳)
- مسابقات وبلاگی (۲)
- مناسبت ها … (۵۴)
- همراه شو رفیق! (۴)
- یکی به نعل، یکی به میخ! (۱)
آیدا…، در مطبوعات!
روزنامه پزشکی "سپید"
3- و من آن روزها را به یاد خواهم داشت
7- من اتونومیک دیس رفلکسی دارم، آقای دکتر...
8- تلاشی سخت برای جدا شدن از دستگاه تنفس
* * *
فصلنامه "رابط سلامت"؛ شماره 42-44؛ پاییز و زمستان 93
* * *

تجدید چاپ
***********************گاهنامه ی باران؛ شماره ی شش ،ویژه نامه ی روز پرستار 95
* * *
داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
پست مربوط به این کتاب در وبلاگ
در صورت تمایل به تهیه ی این کتاب،
در حال حاضر، می توانید از طریق دو پایگاه اینترنتی زیر به آن دسترسی داشته باشید. (به زودی در چند سایت دیگر نیز قرار خواهد گرفت.)
دومین ترجمه من
⭐️خرید مستقیم و آسان کتاب از کانال انتشارات مهراندیش @mehrandishbooks :
* اعضای کانال میتوانند کتابهای درخواستی را با ۲۰٪ تخفیف خرید کنند.
* هزینه پست سفارشاتِ بیشتر از صد هزار تومان بهعهدهٔ مهراندیش است.برنامه ی از کجا شروع کنم؟
(شبکه یک. برنامه ی از کجا شروع کنم؟ راهنمای شروع و موفقیت در کسب و کار. این برنامه آیدا الهی مترجم زبان انگلیسی. پخش: 14 فروردین 95 ساعت 10:07 دقیقه شب.)
مستند کیمیای سعادت
مستند تلویزیونی "کیمیای_سعادت"؛ قسمت 24، آیدا الهی؛ پخش شده در تاریخ سه شنبه، 24 خرداد 96 ساعت 21:10 (نه و ده دقیقه) از شبکه قرآن سیمامشاهده در آپاراتآخرین دیدگاهها
- spinph در داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
- william hill در شرح حال -۱- …
- ruleta در شرح حال -۱- …
- casimba كازينو در اندر احوالات اسپاسم ( ۱ ) …
- megawin كازينو در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
- betandplay كازينو در ICU ، بخش ؟؟؟ ویژه!
- plusph در به بیمار خود گوش فرا دهید!
- vincispin كازينو در داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
- jili7 در ســــــــلام :)
- bw321 در ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت پنجم) …
- escala gaming در شرح حال -۱- …
- jiliko در اندر احوالات اسپاسم ( ۱ ) …
- big win در آیدا نیوز!
- betbeast كازينو در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
- kabibe game در فرشته خویان ۹ (قسمت دوم)
- betmex در من هم بازی !
- betmexico در حالا می فهمم…
- escala gaming در فایل pdf وبلاگ
- 1bet در دلم تنگ خانه است؛ بفهم خورشید!
- aurora game در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
پیوندها
- *ایرمان*
- "دختری که با مغزش راه می رفت"
- Dr. Mari
- Movie, Chocolate And Hot Tea
- Movies, Chocolate, and Hot Tea 2
- Yasna
- آذرین
- آرامشی طوفانی
- آرش و آوین
- آرشید
- آسیب طناب نخاعی: برسی و تبادل اطلاعات و تجربیات مرتبط با ضایعات نخاعی
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آنا
- آیدا …
- ادبیات معاصر
- ازدواج معلولین
- استیونس کراسکیان
- افاضات یک جاهل
- افق
- این روزها…
- این مهمان ناخوانده
- بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره
- برای پدر
- برای پدر 2
- بهار دوباره (خاطرات کموتراپی من)
- بید مجنون
- بیدمشک
- پ مثل پریسا
- پرواز تا بی نهایت
- پرواز روی بال ها
- تازه ترین طعم (قصه ی گل ناز و مداد سیاهشه)
- تلخ و شیرین
- جدال نخاع با مردی از دیار توس
- جوراب پاره و انگشت آزاد
- چت در مسنجرهای ایرانی
- چیزنوشته های یک کوتوله
- حرف های پنهانی
- حرف های یک دل (سیاوش صیاف – ضایعه نخاعی گردنی)
- خاطرات من از بیماری التهاب روده
- خاطرات یک آسیب نخاعی
- خاطرات یک مهندس باصواد
- خانه ی من و تو
- خط خطی های قایمکی
- داشته ها
- دامپزشک آینده
- دانشمنگ
- در به در …
- درددل های یک بیمار IBS
- دست نوشته های من
- دکتر آشپز
- دل نوشته های من
- دوچرخه – سفر – مشکلات
- دیار قریب غریب
- دید نو
- روز های جانبازی
- روزهای خوب
- روزهای زندگی من (سیاه – سفید – خاکستری)
- زندگی اهورایی من
- زندگی شیرین
- زندگی من
- زیستن با معلولیت
- ســــــرنسخـــــه
- سایت اسپشیال (زنده یاد نوید مجاهد)
- سوته دلان
- شاسوسا نامه
- شنگین کلک
- صبای پدر
- ضایعه نخاعی مهمان ناخوانده
- عاشق ترین امیر اقلیم آب و آینه
- فخر دوران و ام اس
- قطره قطره، تا دریا…
- کسی که نیستم
- کلک خیال
- کویر ام اس
- گذر از هرگز
- گروه باما – باوری های ماجراجو
- لبخند زندگی (هانیه عرب)
- مادر سپید
- مادرانه
- ماریجوآنا
- مجدهــــــ
- محله ی نابینایان (گوش کن)
- مدامَم مست…
- مرا آفرید آنکه دوستم داشت
- مرکز درمانی غیرجراحی دکتر بیژن فروغ
- مژی جون و شوشو و پسملی
- مسیحانه
- مطالب مفید برای بیمار ضایعه نخاعی
- معلول بهاری
- ملکه ی بارانی
- من و سارای قصه
- من یک دختر اپی لپتیک هستم
- مهربانی شما چه رنگی است؟
- نارنجی
- نت به نت زندگی جدیدم
- نخاع عزیز
- نوشته های یک فایل یک بیتی
- نیزه درمانی
- هر آنچه منم
- هفت پرستار
- همان دخترک آتش افروز بارانی
- همساده ها
- واحه ای در دلتنگی لحظه
- وبسایت شخصی سمانه احسانی نیا
- ویولت (من و ام اس)
- ویولت (من و ام اس)
- ی نفس تو ساحل
- یادداشت ها
- یادداشت های روزانه ی دکتر دلژین
- یادداشت های مینا گونه
- یادداشت های یک دانشجوی پزشکی
- یادداشت های یک سارای بی پروا
- یادداشت های یک کودک قد بلند
- یادداشت های یک نیمچه پزشک
- یک جرعه آرامش (بانوی بهار)
- یک قدم به خوشبختی با پای خیالی
-



بازتاب: فرشته خویی ازلی… | آیدا …آیدا …
بازتاب: اندرین گوشه تنهایی، از دست بخواهد شد، پایاب شکیبایی… | آیدا …آیدا …