بایگانی دسته: ! ICU آسیب شناسی

فرشته خویان ۶ (فرشته ی زخم خورده!)

«اِ، یعنی مُردم؟! طفلک مامان و بابا… چقدر تلاش کردن من زنده بمونم…» «اِ، یعنی مُردم؟! طفلک مامان و بابا… چقدر تلاش کردن من زنده بمونم…» «اِ، یعنی مُردم؟! طفلک مامان و بابا… چقدر تلاش کردن من زنده بمونم…» در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در فرشته خویان | ۵۲ پاسخ

فرشته خویان ۵ (دو فرشته خو…)

یک: خیلی دیر کرده بود. سابقه نداشت که دیر بیاید و همیشه راس ساعت هفت که شیفت شب شروع می شد در آی سی یو بود. از راه که می رسید اول می آمد پیش من به اتاق ایزوله، کشوی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در فرشته خویان | ۵۹ پاسخ

فرشته خویان (۴)

اگر نخواهم بگویم هر شب، اما بی گمان یک شب در میان دقایقی را به فکر کردن به او می گذرانم تا بلکه نام فامیلی اش را به یاد بیاورم… رحمت بود؟ یا، عصمت؟ نصرت؟ نصیری؟… نه، نه، هر چه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۸۰ پاسخ

اندر احوالات جدا شدن از دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور)

سلام دوستان عزیزم درست این است که علت غیبت نسبتا طولانی ام را که موجب نگرانی دوستان شد توضیح بدهم؛ ولی پستی که امروز می گذارم ضرورت دارد که در پی دو مطلب گذشته قرار بگیرد. در نتیجه اکنون این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, به اشتراک گذاشتن تجربیات... | ۱۳۶ پاسخ

فرشته خویان (۳ – قسمت دوم)

سرانجام آقای دکتر حبیبی، متخصص بیهوشی، درمان من را با همه ی ریسک ها، نگرانی ها و دردسرهایش پذیرفتند و پس از آنکه ما به دستور ایشان یک دستگاه پالس اکسیمتر «۱» و یک دستگاه بخور سرد «۲» تهیه کردیم، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, خاطرات - تجربیات پراکنده, فرشته خویان | ۱۰۵ پاسخ