بایگانی دسته: متفرقه …

آیدا در آینه…

کمی ناراحت شدم… نه، کمی بیشتر از کمی! به هیچ وجه دلم نمی خواست که سال جدید را بر روی تخت آغاز کنم. از یک هفته قبل برنامه ام را به گونه ای تنظیم کرده بودم که همه ی شرایط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ..., مناسبت ها ... | ۹۵ پاسخ

آسمانِ آن روز!

آمبولانس به سختی پیچید و تکان شدید آن مرا که در افکاری ضد و نقیض می لولیدم به خود آورد؛ در آن مسیر آشنا که من را یک بار خندان، بار دیگر بی حال، و این دفعه نگران و مشوش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۱۱۰ پاسخ

آنچه گذشت!

والا دوستان، جریان از این قرار بود که در پی چند روز قطعی اینترنت و کوتاهی دستمان از زمین و زمان، حوصله مان سر رفته بود و با خود گفتیم که چه کنیم و چه  نکنیم و حالا که بیکاریم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۶۷۱ پاسخ

ســــــــلام :)

اوه! چه گرد و خاکی اینجاست! اِهِم، اِهِم… فوت، فوت… اِهِم… سلام دوستان عزیزم بالاخره این ترم، که البته اگر بتوان اسمش را ترم  گذاشت، به پایان رسید؛  و اینجانب، آیدا، که از کل وجودم تنها یک “آی” سوزناک باقی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۱۸۷ پاسخ

سلام دوستان عزیزم…

سلام دوستان عزیزم اول قصد داشتم از بیمارستانی بنویسم که رفتم و بی حاصل و بی نتیجه برگشتم! (لوله ی تنفسی ام عوض نشد…) از بلبشویی که شاهد آن بودم بگویم و از پسرفت خارق العاده ی بخش درمان اظهار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۵۳ پاسخ