پس از ۷ ماه اقامت در تهران سرانجام تصمیم گرفتیم که به مشهد باز گردیم.
در مشهد بود که من گویی تازه فهمیدم که چه شده است و چه بر سرم امده.برای مدتی دچار بحران شدم.بحرانی که اوج شدتش فقط چند ماه بطول انجامید و پس از ان چند ماه ، از شدتش کاسته شد ولی با روندی نامتعادل تا سه سال ادامه یافت.بحرانی طولانی مدت و بس اسفناک که از نهادش ایدای دیگری زاده شد…ایدای امروز…و من امروز همان ققنوسی هستم که از خاکستر ققنوسی که در شرح حال -۱- از ان یاد کردیم زاده شد.
در مشهد هم ، همه روزه برنامه ی فیزیوتراپی فشرده برقرار بود.با تلاش زیاد حالا به حدی از توانایی رسیده بودم که دست چپم حرکتی ۳۰ درصدی به استثناء مچ و انگشتان یافته بود.و دست راستم حرکتی درجا داشت.در حد تکانی که انگار فقط می خواست ابراز وجود کند.
در ان زمان ساعات روزانه ام با مطالعه ی نه چندان جدی کتاب و زبان انگلیسی می گذشت.و البته تمرینات فشرده ی ورزشی.
پس از دو سال به پیشنهاد پزشکی به جای فیزیوتراپی به کاردرمانی رو اوردیم.و این نقطه ی تحول دیگری بود در زندگی من.در اولین جستجو با اقای کاردرمانی اشنا شدیم که ایشان بانی این تحول شدند.کاردرمانی که در عین جوانی ، واقعا متبحر و کارکشته بودند .انقدر ماهر و اشنا به کار که گاهی گمان می کردم خودشان ، روزی بیمار نخاعی بوده اند.
با تلاش های ایشان حرکت ۳۰ درصدی دست چپم تا ۴۰ درصد پیشرفت کرد.و کنترل تنه ام که در نشستن بسیار اهمیت دارد تا حدی بهتر شد.دست راستم هم تنها ابراز وجود بیشتری می کرد ولی عملا کارائیش صفر بود و هست…
پس از یک سال و نیم ایشان برایم ابزاری طراحی کردند که به کمک ان قادر به تایپ کردن و استفاده از کامپیوتر شدم…بعد ها یک پست را به معرفی این ابزار اختصاص خواهم داد ، شاید به کار کسی اید…توانایی کار با کامپیوتر و ورود به دنیای مجازی بمانند این بود که پیله ی در خود ماندگی ام شکافته شود و زمینه ساز این شد که به دنیای زنده ، که در ان حیات حقیقی ساری و جاریست قدم بگذارم…بخصوص اشنایی ام با سایت اسپشیال و ارتباط با دیگر هم مشکلان…
اشنائیم با سایت اسپشیال و سایر وبلاگ هایی که نویسندگانشان به نوعی با من هم مشکل بودند – به خصوص بهمن عزیز – نقش مهمی داشت برای درک و قبول شرایط کنونی ام.هرچند که تا ان زمان هم بخوبی از پس بیماری و مشکلاتش برامده بودم و واقعیت را پذیرفته بودم.
در واقع من واقعیت را خیلی زود پذیرفتم و هضمش کردم ، ولی از ان جایی که واقعیت لقمه ای بود بسیار ثقیل و بد هضم ، هنوز هم قسمت هایی هضم نشده باقی مانده بود .من و هم مشکلانم دست به دست یکدیگر دادیم و باقیمانده های این لقمه ی صعب الهضم را با پتک واقع بینی و امید انقدر کوباندیم و در هاون باوری که از نوید به عاریت گرفتیم انقدر ساییدیم تا سرانجام ان باقیمانده های سخت و سنگی پودر شدند و با یک فوت ، فقط یک فوت ان را راهی دیار نیستی کردیم.
از همان زمان مطالعه ی جدی زبان انگلیسی را شروع کردم.مانند یک دانش اموز کنکوری در روز ساعت ها مطالعه می کردم.
دو سال پیش بعد از اخرین برونکوسکوپی ای که برای بررسی وضعیت نایم و البته تعویض لوله ی تراکستومی ام – که هر شش ماه یک بار انجام می شد – در مشهد انجام دادم ، پزشک مشهدم اظهار امیدواری کردند و گفتند گویا وضعیت نایم کمی بهتر شده است ، ولی نیاز به بررسی بیشتری هست.
چند روز بعد پزشک ارتوپدم به دلیل مشکلی که در پایم بوجود امده بود برای ویزیتم به منزل امدند.ایشان مرا که سفر کردن را امری محال می انگاشتم به شدت ترغیب کردند که به تهران بروم تا همان پزشکی که وصفش را پیشتر گفتم نایم را معاینه کنند که اگر قابل جراحی است هرچه زودتر جراحی شوم…
ناگزیر با تمام مشکلات و سختی ها مرا به تهران بردند.در اولین برونکوسکوپی متاسفانه مشخص شد که همچنان نایم غیرقابل جراحی است.ولی پزشکم پیشنهاد دادند که به جای لوله ی تراکستومی ، لوله ای به نام T-tube برایم بگذارند تا اگر تارهای صوتی و دیافراگمم یاری کنند بتوانم بعد از پنج سال صحبت کنم.البته در صورتی که بتوانم لوله ی جدید را بدون هیچ مشکلی تحمل کنم.پس دوباره به اتاق عمل رفتم و لوله را گذاشتند.خدا را شکر که لوله را براحتی تحمل کردم.
اولین صداهایی که از حنجره ام خارج می شد از ته چاه در می امد ولی کم کم بعد از سه ماه توانستم با صدایی اهسته و بریده بریده حرف بزنم.
دیافراگمم چندان یاری نمی کند به همین دلیل هم صدایم اهسته است و هم نمی توانم یک جمله را یک نفس بگویم.با هر نفس فقط دو تا سه کلمه. به همین دلیل توانایی تکلمم ، برای صحبت کردن در جمع و یا با تلفن کارایی ندارد و همین صدای نصفه و نیمه را هم اغلب به دلایل مختلف از دست می دهم.با این حال ضرب المثل ” کاچی ، به از هیچی ” در این مورد کاملا مصداق دارد.
T-tubeهم مشکلات خاص خود را دارد ولی در مقایسه با تراکستومی واقعا نعمتی است.
:angry واقعا که تراکستومی سزاوار همه ی بد و بیراه های دنیا است.
hbbbt
بعد از گذاشتن تی تیوب اولین چیزی که به ذهنم رسید این جمله بود که ” با تی تیوب ، چقدر زندگی زیباست!”…برای تی تیوب بسیار از پزشکم ممنونم.
با گذاشتن تی تیوب انرژی تازه ای گرفتم.مطالعه ی زبان را جدی تر و این بار هدفمند در پیش گرفتم.به طور کاملا ناگهانی متوجه شدم که در نوشتن ، بخصوص داستان کوتاه نیمچه استعدادی دارم.پس مطالعه ی شعر و ادبیات و تمرین در نوشتن را هم بطور جدی در برنامه ی روزانه ام قرار دادم.
از همان زمان پدرم برای ادامه ی تحصیلم در همان دانشگاه سابقم اقدام کردند.البته از خیلی وقت پیش برای ادامه ی تحصیلم به هر دری زدیم.ممکن ترین راه ، ادامه ی تحصیل در دانشگاه های مجازی بود ولی برایم مقدور نشد چون در پایان هر ترم باید چند هفته ای برای امتحانات به شهر مربوطه می رفتم که برای من – که از روی تخت پایین اوردنم کلی دردسر دارد و در این شش سال شاید جمعا ۱۵ بار از خانه بیرون رفته باشم که ۱۲ بارش هم برای عکس برداری یا سونوگرافی یا تعویض لوله و با امبولانس بوده است ، چه برسد به سفر – ممکن نبود.
سرانجام بعد از کلی برو بیا و کاغذ بازی و مسافرت های پی در پیِ پدرم به تهران و همکاری و محبت های بی دریغ ریاست و مسئولان دانشگاه ازاد قوچان ، سرانجام با تغییر رشته ی من از مهندسی صنایع غذایی به مترجمی زبان انگلیسی موافقت شد.
ادامه ی تحصیل در رشته ی مهندسی صنایع غذایی برایم ممکن نبود زیرا این رشته تماما با ازمایش و ازمایشگاه سروکار دارد و اغلب واحد هایش عملی است.تنها رشته ای که با شرایط من جور در می امد و امکان تحصیل غیر حضوری را به من می داد و می توانستم در اینده شغلی داشته باشم فقط مترجمی زبان انگلیسی بود.
خلاصه با ادامه ی تحصیلم موافقت شد مشروط بر انکه …
:regular
درباره ی من :
سلام بر شما خواننده ی عزیز
آیدا الهی هستم.
هر آنچه را که بخواهید درباره ی من و اهدافم از وبلاگ نویسی بدانید می توانید با مراجعه به لینک های زیر دریابید.
مقدمه ی وبلاگ
مجموعه ی شرح حال من
سپاس گزارم.
امضاء : دست از طلب ندارم ، تا کام من برآید ... *توجه*: اطلاعات این وبلاگ از تجربیات شخصی حاصل آمده اند، در مورد بیماری و مشکلات سلامتی خود به آن ها استناد نکرده، با پزشک مشورت کنید.
***********************آیدا را در اینستا و تلگرام هم دنبال کنید
وبلاگ دیگر من: قطره قطره تا دریا ...بایگانی شمسی
جست و جو در مطالب
فید وبلاگ :
Special.ir
دسته بندی موضوعی:
- ! ICU آسیب شناسی (۲۱)
- آهنگ نوشت (۸)
- به اشتراک گذاشتن تجربیات… (۳۸)
- به یاد نوید (موسس سایت اسپشیال) (۸)
- تاریخ تکرار می شود! (۶)
- خاطرات – تجربیات پراکنده (۱۵)
- دستهبندی نشده (۳)
- رسانه (۱)
- روزمرگی (۷۰)
- شرح حال … (۱۰)
- فرشته خویان (۱۵)
- ماجراهای من و آقای عدالت (۹)
- متفرقه … (۴۳)
- مسابقات وبلاگی (۲)
- مناسبت ها … (۵۴)
- همراه شو رفیق! (۴)
- یکی به نعل، یکی به میخ! (۱)
آیدا…، در مطبوعات!
روزنامه پزشکی "سپید"
3- و من آن روزها را به یاد خواهم داشت
7- من اتونومیک دیس رفلکسی دارم، آقای دکتر...
8- تلاشی سخت برای جدا شدن از دستگاه تنفس
* * *
فصلنامه "رابط سلامت"؛ شماره 42-44؛ پاییز و زمستان 93
* * *

تجدید چاپ
***********************گاهنامه ی باران؛ شماره ی شش ،ویژه نامه ی روز پرستار 95
* * *
داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
پست مربوط به این کتاب در وبلاگ
در صورت تمایل به تهیه ی این کتاب،
در حال حاضر، می توانید از طریق دو پایگاه اینترنتی زیر به آن دسترسی داشته باشید. (به زودی در چند سایت دیگر نیز قرار خواهد گرفت.)
دومین ترجمه من
⭐️خرید مستقیم و آسان کتاب از کانال انتشارات مهراندیش @mehrandishbooks :
* اعضای کانال میتوانند کتابهای درخواستی را با ۲۰٪ تخفیف خرید کنند.
* هزینه پست سفارشاتِ بیشتر از صد هزار تومان بهعهدهٔ مهراندیش است.برنامه ی از کجا شروع کنم؟
(شبکه یک. برنامه ی از کجا شروع کنم؟ راهنمای شروع و موفقیت در کسب و کار. این برنامه آیدا الهی مترجم زبان انگلیسی. پخش: 14 فروردین 95 ساعت 10:07 دقیقه شب.)
مستند کیمیای سعادت
مستند تلویزیونی "کیمیای_سعادت"؛ قسمت 24، آیدا الهی؛ پخش شده در تاریخ سه شنبه، 24 خرداد 96 ساعت 21:10 (نه و ده دقیقه) از شبکه قرآن سیمامشاهده در آپاراتآخرین دیدگاهها
- jilievo در اندر احوالات دردهای نوروپاتیک (سوزش) ۳ …
- phoenix game در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
- lol646 در داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
- w88 در به بیمار خود گوش فرا دهید!
- jilibet در فرشته خویان ۵ (دو فرشته خو…)
- 60win در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
- spinph در داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
- william hill در شرح حال -۱- …
- ruleta در شرح حال -۱- …
- casimba كازينو در اندر احوالات اسپاسم ( ۱ ) …
- megawin كازينو در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
- betandplay كازينو در ICU ، بخش ؟؟؟ ویژه!
- plusph در به بیمار خود گوش فرا دهید!
- vincispin كازينو در داستانی فراموش ناشدنی (نخستین ترجمه ی من)
- jili7 در ســــــــلام :)
- bw321 در ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت پنجم) …
- escala gaming در شرح حال -۱- …
- jiliko در اندر احوالات اسپاسم ( ۱ ) …
- big win در آیدا نیوز!
- betbeast كازينو در روز پزشک (با تأخیر) مبارک …
پیوندها
- *ایرمان*
- "دختری که با مغزش راه می رفت"
- Dr. Mari
- Movie, Chocolate And Hot Tea
- Movies, Chocolate, and Hot Tea 2
- Yasna
- آذرین
- آرامشی طوفانی
- آرش و آوین
- آرشید
- آسیب طناب نخاعی: برسی و تبادل اطلاعات و تجربیات مرتبط با ضایعات نخاعی
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آنا
- آیدا …
- ادبیات معاصر
- ازدواج معلولین
- استیونس کراسکیان
- افاضات یک جاهل
- افق
- این روزها…
- این مهمان ناخوانده
- بارونو دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره
- برای پدر
- برای پدر 2
- بهار دوباره (خاطرات کموتراپی من)
- بید مجنون
- بیدمشک
- پ مثل پریسا
- پرواز تا بی نهایت
- پرواز روی بال ها
- تازه ترین طعم (قصه ی گل ناز و مداد سیاهشه)
- تلخ و شیرین
- جدال نخاع با مردی از دیار توس
- جوراب پاره و انگشت آزاد
- چت در مسنجرهای ایرانی
- چیزنوشته های یک کوتوله
- حرف های پنهانی
- حرف های یک دل (سیاوش صیاف – ضایعه نخاعی گردنی)
- خاطرات من از بیماری التهاب روده
- خاطرات یک آسیب نخاعی
- خاطرات یک مهندس باصواد
- خانه ی من و تو
- خط خطی های قایمکی
- داشته ها
- دامپزشک آینده
- دانشمنگ
- در به در …
- درددل های یک بیمار IBS
- دست نوشته های من
- دکتر آشپز
- دل نوشته های من
- دوچرخه – سفر – مشکلات
- دیار قریب غریب
- دید نو
- روز های جانبازی
- روزهای خوب
- روزهای زندگی من (سیاه – سفید – خاکستری)
- زندگی اهورایی من
- زندگی شیرین
- زندگی من
- زیستن با معلولیت
- ســــــرنسخـــــه
- سایت اسپشیال (زنده یاد نوید مجاهد)
- سوته دلان
- شاسوسا نامه
- شنگین کلک
- صبای پدر
- ضایعه نخاعی مهمان ناخوانده
- عاشق ترین امیر اقلیم آب و آینه
- فخر دوران و ام اس
- قطره قطره، تا دریا…
- کسی که نیستم
- کلک خیال
- کویر ام اس
- گذر از هرگز
- گروه باما – باوری های ماجراجو
- لبخند زندگی (هانیه عرب)
- مادر سپید
- مادرانه
- ماریجوآنا
- مجدهــــــ
- محله ی نابینایان (گوش کن)
- مدامَم مست…
- مرا آفرید آنکه دوستم داشت
- مرکز درمانی غیرجراحی دکتر بیژن فروغ
- مژی جون و شوشو و پسملی
- مسیحانه
- مطالب مفید برای بیمار ضایعه نخاعی
- معلول بهاری
- ملکه ی بارانی
- من و سارای قصه
- من یک دختر اپی لپتیک هستم
- مهربانی شما چه رنگی است؟
- نارنجی
- نت به نت زندگی جدیدم
- نخاع عزیز
- نوشته های یک فایل یک بیتی
- نیزه درمانی
- هر آنچه منم
- هفت پرستار
- همان دخترک آتش افروز بارانی
- همساده ها
- واحه ای در دلتنگی لحظه
- وبسایت شخصی سمانه احسانی نیا
- ویولت (من و ام اس)
- ویولت (من و ام اس)
- ی نفس تو ساحل
- یادداشت ها
- یادداشت های روزانه ی دکتر دلژین
- یادداشت های مینا گونه
- یادداشت های یک دانشجوی پزشکی
- یادداشت های یک سارای بی پروا
- یادداشت های یک کودک قد بلند
- یادداشت های یک نیمچه پزشک
- یک جرعه آرامش (بانوی بهار)
- یک قدم به خوشبختی با پای خیالی
-



111 پاسخ به شرح حال -۷- …